ومن با دست هاي نازكم
بر روي رگ هاي وجودم
با مدادي سبز نقاشي كنم طرح نگاهت را
وهمچون سرو با احساس باغ
بانفس هايم تورا غوغا كنم .
من طراوت را صداقت را زلال بي شك از چشمان تو پيدا كنم .
آنچه دارم در وجودم گم كنم .
نيستي را بر زبان سودا كنم تا كه سرشارشوم از بودن .
تاكه با تو من بدانم اشتياق من بدانم بودنت دنياي من .