

شب هایم چگونه می گذرد ...
در تصور خاطراتی که هرگز نساختیم ...
.
.
(میترسیدم دیگه هیچوقت نتونم از نزدیک ببینمت .. کاش دنیا امروز، همون لحظه که چشم تو چشم شدیم تموم میشد ..)
نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳ساعت 22:30 توسط هیچ کس|
برچسب:
نویسنده: بنیامین حسینیان