خرید بک لینک
میخاستم برات بخونم ولی نشد٬ امیدوارم خوشت بیاد

تحفه ای ناقابل به مناسبت تولدت عزیزم

صبح من رخ بنما٬موسم وصل یار است

دل پژمرده ی من همچو گلی بیمار است

تو بکش بر سر من دست نوازش ای دوست

دیده ام خیس و تنم خشک و دلم تبدار است

سالها دل به تماشای نگاهت هرروز

پشت آن طاق فلک منتظر دیدار است

پلک برهم نزد و خیره به دنبال تو گشت

از همان لحظه که رفتی همه شب بیدار است

شاعر روی تو امروز به من می خندد

بعد یک عمر مصیبت زغزل سرشار است

می نشینم به تماشای نگارم امروز

اشک مهلت ندهد٬ دیدن تو دشوار است

تو ز آفاق جدا گشتی و از رفتن تو

آسمان تاب ندارد و زمین غمدار است

آخر این چهره ی چون یاس تو دیدن دارد

می کنی دلبری و این دل من دلدار است

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 1:52

صفحه بندی