خرید بک لینک
روز اول ... آن روزها چشم هایم را که می بستم تورا به یاد می آوردم، تصویری از تو که شاید خیلی هم واضح و پررنگ نبود، با همان تیپ و قیافه ی مظلوم و کودکانه ات، چشمانت اما درست یادم هست، از همان فاصله ی دور دزدکی به من خیره بود و من که خجالت میکشیدم شاید هم می ترسیدم سر بالا بیاورم ... و اما امروز ، هربار که چشم می بندم و تو را تصور میکنم پررنگ تر درخشان تر و زیباتر از همیشه ایراستش را بخواهی زیباتر از آن هستی که من فکر می کردم، خیلی خیلی زیباترزیبایی در جزء جزء وجود توست، در چشمانت، لب هایت و حتی دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 13:25

هیچ کس پانزدهم تیر ۱۳۹۸، 13:6 به « تو » بر میگردم !بعد از مرگدر لباسی دیگردر جهانی دیگردوباره تو راخواهم بوسید ... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 20:29

هیچ کس شانزدهم شهریور ۱۳۹۸، 13:6 من بعد از تو زنده نماندم !هزار مرتبه جان دادم و خدا نگرفت ... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 20:29

هیچ کس یکم مهر ۱۳۹۸، 13:30 قرار بود پاییز برگردی گفتی که حالت باز خوب میشهمن تو همون خیابون ایستادم کجایی پس داره غروب میشه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 20:29

هیچ کس شانزدهم مهر ۱۳۹۸، 7:55 و تو در غیاب کسی که دوستش داری،یتیم خواهی ماندحتی اگر تمام دنیا تو را در آغوش بگیرند ... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 20:29

هیچ کس یازدهم دی ۱۳۹۸، 13:28 کاش همسرم بودیو در آشپزخانه ی کوچکمانغذا کمی میسوخت، شیر سر میرفتیک بشقاب چینی میشکست، یک لیوان کریستال هم ..از همان فرانسوی های اصل !منمثل مردهای قدیم داد میزدم !حواست کجاست خانوم ؟!و تو آرام و با لبخند میگفتیبه تو آقا ... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 20:29

شب هایم چگونه می گذرد ...

در تصور خاطراتی که هرگز نساختیم ...

.

.

(میترسیدم دیگه هیچوقت نتونم از نزدیک ببینمت .. کاش دنیا امروز، همون لحظه که چشم تو چشم شدیم تموم میشد ..)

نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳ساعت 22:30 توسط هیچ کس|

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 19:50

ا راهِ برگشتن به سویم را کجا گُم کرده ای ..؟ من برایِ رَد پاهایت خیابانم هنوز ...

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 11:36

آن روزها چشم هایم را که می بستم تورا به یاد می آوردم، تصویری از تو که شاید خیلی هم واضح و پررنگ نبود، با همان تیپ و قیافه ی مظلوم و کودکانه ات، چشمانت اما درست یادم هست، از همان فاصله ی دور دزدکی به من خیره بود و من که خجالت میکشیدم شاید هم می ترسیدم سر بالا بیاورم ...و اما امروز بعد از آن معجزه ای که بین ما اتفاق افتاد، هربار که چشم می بندم و تو را تصور میکنم پررنگ تر درخشان تر و زیباتر از همیشه ایراستش را بخواهی زیباتر از آن هستی که من فکر می کردم، خیلی خیلی زیباترزیبایی در جزء جزء وجود توست، در چشمانت، لب هایت و حتی در بند بند انگشتانت، آری بند بند انگشتانت، این را همان روز اولی که دست هایم را گرفتی و رها نکردی فهمیدم، فکر کنم دیگر به من پس ندادی، بردی با خودت ... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 تير 1403 ساعت: 1:00

به « تو » بر میگردم ! بعد از مرگ در لباسی دیگر در جهانی دیگر دوباره تو را خواهم بوسید ...

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 تير 1403 ساعت: 1:00

پا به پای تو رامو گم کردم

گم شدم اما برنمی گردم

بی تو لبخندم سرد و سنگینه

ما کنار هم، آرزوم اینه

که چشات هر شب مال من باشه

صبح پا شم و چشمات رو به من واشه

هرچقدر نیستی از خودم سیرم

بی تو دلگیرم بی تو میمیرم

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 19:59

همین که نزدیکمی قلبم آرومه ...

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: جمعه 21 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:37

شب ها بیدارم همه شب هایی که بی تو مُردم همه زخمایی که همه عمرم از فراقت خوردم

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1402 ساعت: 16:15

تمومِ داراییم, خیال کردنمه هنوز هم دستِ تو دُور گردنمه آهای خیالِ هنوز بُکُش منو هر روز که مرگِ من تنها نفس کشیدنمه ...

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1402 ساعت: 10:28

اَبَد نوشتم رو تنِ این میله های انتظار
تا روزِ آخر جُرمَمو هر روز یادِ من بیار

آزاد نکن دیگه منو وقتی نمیتونم برم
ازت فرار نمی کنم وقتی خودم مقصرم

برای احساسم به تو یک عمر زندونی کمه
من بی دفاعم پیش تو این آخرین دفاعمه ...

برچسب: نویسنده: بنیامین حسینیان تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1402 ساعت: 18:55

صفحه بندی